|
به ياد بروسلي
|
آيا شما با مبارزاتي كه به صورت فول برگزار مي شود موافقيد و به آن اعتقادي داريد؟
خب بذاريد در اين زمينه كمي توضيح دهم تا منظورم رو از طرح اين سوال متوجه شويد .
به عقيده بنده مبارزاتي كه به صورت فول برگزار مي شود مثل سانشو و كيك بوكسينگ ضررهايي كه بعدا به دنبال دارد خيلي بيشتر از فوايد آن است. (البته بايد بگم به هيچ عنوان قصد توهين به سبك خاصي رو ندارم)
بارها اين گفته را از بعضي از فايترهاي عزيز (همچون سانشوكاران) شنيدم كه ميگن وقتي بتواني ضربات مشتي كه به صورتت وارد مي شوند رو تحمل كني (در مسابقات و تمرينات) آن وقت ديگر در دعواي خياباني اگر مشتي به صورتت برخورد كرد زياد موجب آسيب ديدگيت نمي شود ودرد آنچناني هم ديگر ندارد!!!
با عرض پوزش بايد بگم نظر خيلي احمقانه اي است چون هر قدر كه ضربات مشت در طي تمرينات و مبارزاتي كه انجام مي دهيم به صورت ما بخورد گرچه صورت ما نسبت به افراد عادي محكم تر خواهد شد و توان آن هم در برابر بعضي از ضربات مشت بالا تر خواهد رفت ولي اين دليل نمي شود كه در دعواي خياباني شما توانايي تحمل ضربات مشتي كه به صورتتون برخورد مي كند رو داشته باشيد.
كسي در نزاع هاي خياباني از دستكش استفاده نمي كند. هر قدر هم كه تحمل شما در برابر ضربات مشتي كه در مسابقات به صورت شما اصابت مي كند زياد باشد مطمئن باشيد اگر در يك دعواي خياباني يك ضربه مشت درست و حسابي به صورت شما بخورد در جا نقش بر زمين خواهيد شد و از شدت درد به خود مي پيچيد!!!
بنده با مبارزاتي كه به صورت فول برگزار مي شود به خصوص مسابقاتي كه به صورت رينگي برگزار مي شود شديدا مخالف هستم چون اين گونه اين مسابقات (مبارزات) فقط جنبه وحشي بازي دارد و كاربرد آنچناني در مبارزات خياباني ندارد مخصوصا اين كه كسي در دعواي خياباني از دستكش استفاده نمي كند و ديگه اين كه كسي در نزاع هاي خياباني از اين ژست ها و حات هاي مسخره اي كه مثلا شما در مسابقات "كي وان" و يا سانشو مي بينيد استفاده نمي كند و اين گونه مسابقات از مبارزات واقعي (خياباني) خيلي دور هستند يا بهتر بگوييم كاربرد آنچناني در مبارزات واقعي ندارند.
ولي مثلا شما سبك ها و نوع مبارزات كيوكشين - جودو و هاپكيدو را در نظر بگيريد و ببينيد چقدر به مبارزات خياباني نزديك هستند و كاربرد اين گونه مبارزات رو با مبارزات سانشو - ساندوانگ - كي وان و... مقايسه كنيد خود شما به تفاوت آنها به راحتي پي خواهيد برد.
به عقيده بنده حقير چون در اصل هدف به وجود آمدن هنرهاي رزمي دفاع از خود بوده بايد سبكهايي رو انتخاب كرد كه بعدا در مواقع ضرورت بتوانيم از آن براي دفاع از خود استفاده كنيم. (مهدي)
بروس در26نوامبر1940 در سانفراسيسكو به دنيا آمد اما در هنگكنگ بزرگ شد.در آن هنگام پدرش هويچوئن لي كه يك خواننده اُپراي چين بود به سواحل شرقي امريكا مسافرت كرده بود و مادرش گريس در سواحل غربي امريكا به همراه دوستانشان مانده بود تا چهارمين فرزندش(بروس)را به دنيا بياورد. اين بچه(بروس)توسط والدينش جونفان ناميده شد(به معني هميشه در سانفراسيسكو)اما پزشكي كه او را به دنيا آورد نام انگليسي بروس را بر او نهاد. بعد از 5 ماه بروس و والدينش به هنگكنگ باز گشتند اما قبل از آن او حضورش را در سينما مسجل كرد.او به عنوان يك نوزاد در فيلم امريكايي دختر شهر دروازه طاليي شركت كرده بود. وقتي خانواده بروس به هنگكتگ باز گشتند هواي گرم و مرطوب آنجا روي تندرستي بروس اثر گذاشت.او خيلي ضعيف و بيمار شد به طوري كه مادرش مجبور بود دائماً از او مراقبت كند. اما بعد از اينكه سلامتي خود را باز يافت قوي و پر جنب و جوش شد و اين ويژگي را تا آخر عمرش حفظ كرد. وقتي بين دوستان و بستگانش بود هميشه توجه ديگران را به خود جلب مي كرد، اَدا در ميآورد و جست و خيز مي كرد. يك لحظه آرام و قرار نداشت و همين ويژگي بعدها براي او مشكل آفرين شد. در سال 1970 وقتي به طور نادرست با وزنه تمرين ميكرد آسيب جدي به كمرش وارد آمد. پس از اينكه پزشك بروس را معاينه كرد به او دستور داد استراحت مطلق كند. اما او بي قرار بود و بيشتر اوقات را استراحت نمي كرد. براي مدتي به نظر ميرسيد كه هرگز خوب نخواهد شد وقتي دوستانش به عيادت او آمدند خيلي به وجد آمد و شروع كرد به زدن لگدهاي بلند و مشتهاي سنگين و موقعي دست از اين كار كشيد كه درد كمرش دوباره آغاز شد. در اوايل نوجواني بروس مجبور شد مرتب مدرسهاش را عوض كند. گر چه معلمان او را دوست داشتند اما چنانكه مادرش مي گويد:«بروس مرتب با بچه هاي ديگر دعوا راه مي انداخت.» مدتها بعد از آنكه درسش را تمام كرده بود هنوز داستان او سر زبانها بود و به عنوان فردي قُلدر و دردسر آفرين از او ياد مي شد. بروس كه پسر لاغري و نحيفي بود مي گويد: «هنگام دعوا من هميشه جلو گروهام بودم.بهترين اسلحهاي كه در مدرسه داشتيم زنجيرهايي بود كه از داخل بشكهها پيدا ميكرديم در آن روز ها بچه ها به انواع سلاح ها مجهز بودند حتي به كفشهايشان تيغ وصل مي كردند. اكثر مردم تنها بروس لي را به عنوان يك ستاره سينما و همين طور يك استاد بي نظير تكنيكهاي رزمي مي پندارند اما از آنجايي كه بروس لي داراي احساسات و تعصبات شديد و بخصوصي بود ، لذا او وارد دانشگاه شد تا به تحصيل در رشته فلسفه بپردازد . البته اكثر مردم مسلما اولين كتابي كه بروس لي نوشت و فلسفه هنر دفاع شخصي نا م داشت را مي شناسند ، جالب است بدانيد كه بروس لي حتي اولين بار در حين ارائه يك سخنراني فلسفي در دانشگاه بود كه با همسرش ليندا آشنا شد .
جيت كان دو:هديه برس لي به رزمي كاران .
براي بسياري از مردم ماندگار شدن رشته ورزشي كه بروس لي ارئه داده است و جيت كان دو نام دارد واقعا بصورت يك رازباقي مانده است ، اما ازنظر من عجيب اين است كه چه طور تا به حال مردم اين قضيه را درك نكرده اند . اينكه جيت كان دو به صورتي موفق جايگاه ويژه و ثابتي پيدا كرد بدين خاطر بود كه بروس لي خود يك فيلسوف بود . كنده شدن بروس لي از ورزشهاي رزمي سنتي ، در واقع با اعتماد و ايمان او به خود و اتكا بر روي تجربه هاي شخصي اش امكان پذير شد . به عبارتي وقتي از ورزشهاي رزمي سنتي ، وينگ چان كونگ فو كه در هنگ كنگ فرا گرفته بود سودي نبرد و باعث عدم پيشرفت وي شد ، و تغيير روش داد و توجهش را بيشتر بر روي نحوه تمرين كردن معطوف كرد . او اعتقادي به قدرتهاي افسانه اي كه در ورزشهاي رزمي سنتي از پيشينيان به گوش مي رسيد ، نداشت . در ميان كارهايي كه بروس لي انجام داد و در ميان كارهايي كه او در توانائيهاي ديگران مشاهده كرده بود ، جيت كان دو از نظر اهميت و كارائي در مقام نخست قرار داشت . عمده ترين تفاوت بين جيت كان دو و ساير انواع فرم هاي مبارزه در طرز ايستادن و وضعيت بدن و نيز تاكيد آن بر ريتم شكسته و عدم استفاده آن از تكنيكهاي متوقف ساختن قديمي است.